تبليغاتX

سلطان دریا

سلطان دریا

اینجا مسجدالنبی است !

مسجدی بزرگ شده و در نوع خود بی نظیر، با سبک معماری ساده ولی پر ابهت .

سلطان دریا

اینجا از کاشی و آینه کاری خبری نیست ، خبری از ضریح و طلا و پنجره ی پولادی هم  نیست !

خبری از گنبد طلا و ... هم نیست !

تنها گنبد سبز رنگ معروفش است که آن هم گرد برویش نشسته است همین !

در زیر این گنبد سه مقبره وجود دارد( پیامبر ، ابوبکر،عمر ) که زمانی خانه ی  پیامبرنیز بوده است

 با چهار پنجره ی سبز رنگ !

سلطان دریا

سلطان دریا

 

سلطان دریا

فقط از جلوی آنها باید رد شوید ایستادن ممنوع است !

زیارت نامه ای وجود ندارد !

کتاب دعا به دست گرفتن ممنوع !

داخل این اتاقها هیچ چراغی روشن نیست ، هیچ ! تاریک است !

این مسجد اگر اشتباه نکنم حدود 41 باب دارد که بروی آنها محمد رسول الله نقش بسته است وهر یک

با نامی مشخص   شده است .

سلطان دریا

دو درب معروف این مسجد شاید در سلام و جبرییل باشد که مربوط به قسمت قدیمی مسجد است .

 

ادامه دارد....

  

+ نوشته شده توسط سلطان دریا در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:57 |

 

سلطان دریا

تكيه بر جای خدا

 

شبی در حال مستی تكيه بر جای خدا كردم

 در آن يك شب خدايا من عجايب كارها كردم

 جهان را روی هم كوبيدم از نو ساختم گيتی

 ز خاك عالم كهنه جهانی نو بنا كردم

 كشيدم بر زمين از عرش، دنيادار سابق را

 سخن واضح تر و بهتر بگويم كودتا كردم

 خدا را بنده ی خود كرده خود گشتم خدای او

 خدايی با تسلط هم به ارض و هم سما كردم

 ميان آب شستم سهر به سهر برنامه پيشين

 هر آن چيزی كه از اول بود نابود و فنا كردم

 نمودم هم بهشت و هم جهنم هردو را معدوم

 كشيدم پيش نقد و نسيه، بازی را رها كردم

 نمازو روزه را تعطيل كردم، كعبه را بستم

 وثاق بندگی را از رياكاری جدا كردم

 امام و قطب و پيغمبر نكردم در جهان منصوب

 خدايی بر زمين و بر زمان بی كدخدا كردم

 نكردم خلق ، ملا و فقيد و زاهد و صوفی

 نه تعيين بهر مردم مقتدا و پيشوا كردم

 شدم خود عهده دار پيشوايی در همه عالم

 به تيپا پيشوايان را به دور از پيش پا كردم

 بدون اسقف و پاپ و كشيش و مفتی اعظم

 خلايق را به امر حق شناسی آشنا كردم

 نه آوردم به دنيا روضه خوان و مرشد و رمال

 نه كس را مفتخور و هرزه و لات و گدا كردم

 نمودم خلق را آسوده از شر رياكاران

 به قدرت در جهان خلع يد از اهل ريا كردم

 ندادم فرصت مردم فريبی بر عباپوشان

 نخواهم گفت آن كاری كه با اهل ريا كردم

 به جای مردم نادان نمودم خلق گاو و خر

 ميان خلق آنان را پی خدمت رها كردم

 مقدر داشتم خالی ز منت، رزق مردم را

 نه شرطی در نماز و روزه و ذكر و دعا كردم

 نكردم پشت سر هم بندگان لخت و عور ايجاد

 به مشتی بندگان آْبرومند اكتفا كردم

 هر آنكس را كه ميدانستم از اول بود فاسد

 نكردم خلق و عالم را بری از هر جفا كردم

 به جای جنس تازی آفريدم مردم دل پاك

 قلوب مردمان را مركز مهر و وفا كردم

 سری داشت كو بر سر فكر استثمار كوبيدم

 دگر قانون استثمار را زير پا كردم

 رجال خائن و مزدور را در آتش افكندم

 سپس خاكستر اجسادشان را بر هوا كردم

 نه جمعی را برون از حد بدادم ثروت و مكنت

 نه جمعی را به درد بی نوايی مبتلا كردم

 نه يك بی آبرويی را هزار گنج بخشيدم

 نه بر يك آبرومندی دوصد ظلم و جفا كردم

 نكردم هيچ فردی را قرين محنت و خواری

 گرفتاران محنت را رها از تنگنا كردم

 به جای آنكه مردم گذارم در غم و ذلت

 گره از كارهای مردم غم ديده وا كردم

 به جای آنكه بخشم خلق را امراض گوناگون

 به الطاف خدايی درد مردم را دوا كردم

 جهانی ساختم پر عدل و داد و خالی از تبعيض

 تمام بندگان خويش را از خود رضا كردم

 نگويندم كه تاريكی به كفشت هست از اول

 نكردم خلق شيطان را عجب كاري به جا كردم

 چو ميدانستم از اول كه در آخر چه خواهد شد

 نشستم فكر كار انتها را ابتدا كردم

 نكردم اشتباهی چون خدای فعلی عالم

 خلاصه هرچه كردم خدمت و مهر و صفا كردم

 زمن سر زد هزاران كار ديگر تا سحر ليكن

 چو از خود بی خود بودم ندانسته چه ها كردم

 سحر چون گشت از مستی شدم هوشيار

 خدايا در پناه می جسارت بر خدا كردم

 شدم بار دگر يك بنده درگاه او گفتم

 

خداوندا نفهميدم خطا كردم ....

 

+ نوشته شده توسط سلطان دریا در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 و ساعت 19:56 |

 

مقبره در حال ساخت روح الله خمینی:

  آرامگاه روح الله خمینی رهبر پیشین جمهوری اسلامی ایران در نزدیکی بهشت زهرای تهران قرار دارد. کار ساخت آرامگاه، پس از مرگ وی و با محوریت جهاد سازندگی و سپاه پاسداران آغاز گردید.

آرامگاه روح الله خمینی یکی از پر هزینه ترین آرامگاه‌های جهان است [۱] که مراسم سالگرد مرگ وی به همراه برخی مناسبت‌های مذهبی و انقلابی در آن برگزار می‌شود. و زیارتنامه وی نیز به زبان عربی در آن قرار داده شده‌است. مسئولیت اداره آن بر عهده خانواده وی و در حال حاضر نوه او حسن خمینی می‌باشد.

 فهرست مندرجات:

 ۱- هزینه احداث و گسترش

۲ - طرح مقبره

۳- بخش‌های دیگر آرامگاه

۴- شهر آفتاب

۵- پیوند به بیرون

۶- پانویس

1- هزینه احداث و گسترش

در سال نخست ۲ میلیارد دلار بودجه برای احداث آن و مراکز فرهنگی و زیارتی کنار آرامگاه اختصاص یافت.[۲] اما هرینه‌های صورت گرفته در طی هجده سال بعد روشن نیست.

 2-  طرح مقبره

بخش اصلی مقبره تاکنون چندین بار تغییر یافته و هنوز طرح اصلی بطور کامل راه اندازی نشده‌است. پرویز موید معمار بخش‌های اصلی مقبره‌است.[۳] [۴]

روزنامه اطلاعات در سال ۱۳۷۱ می‌نویسد: «مرقد و مصلای امام خمینی در بهشت زهرا بنایی شامل ۶۰۰ هزار متر مربع بنای سر پوشیده، مساحت مسقفی بطول یک کیلومتر و عرض بیش از نیم کیلومتر است که نظیر آن در هیچ یک از دیگر بناهای مذهبی جهان چه اسلامی چه مسیحی چه یهودی و چه مذاهب غیر توحیدی نمی‌توان یافت.» [۵] روزنامه جمهوری اسلامی در سال ۱۳۸۷ به نقل از یکی از سازندگان فضای سرپوشیده حرم را ۶۰ هزار متر مربع عنوان می‌کند و بخش اصلی حرم را ۱۵هزار متر مربع.

سازهٔ اصلی دارای مقاومت در برابر زلزله‌ای به قدرت ۱۰ ریشتر است و به گفته مدیر کل مقبره از برج میلاد نیز مقاوم‌تر است. اسکلت فولادی ساخته شده برای گنبد ۳۴۰ تن وزن دارد و روکش آن هم ۴۰ تا ۵۰ تن وزن خواهد داشت که در مجموع به ۴۰۰ تن می‌رسد. در اطراف حرم چهار گلدسته به بلندی ۹۱ متر و به نشانه سن وی ساخته شده‌است ارتفاع حرم تا نوک چراغ پرچم سن درگذشت وی را نشان می‌دهد.[۶] همچنین مجموعا دارای پنج گنبد است که گنبد اصلی فلزی و چهار گنبد دیگر کاشی‌کاری شده‌است. [۷] گنبد اصلی در سال ۱۳۸۶ تعویض گردید. [۸] همچنین ۵ ورودی اصلی در صحن‌های شرقی و غربی وجود دارد.

 3- بخش‌های دیگر آرامگاه

•خط یک متروی تهران تا آرامگاه ادامه یافته‌است.

•موزهٔ آرامگاه به مساحت ۱۵ هزار متر مربع حاوی آثار مربوط به خمینی در حال ساخت است.

•دانشگاه‌های آزاد اسلامی و دانشگاه شاهد در اطراف آرامگاه احداث گردیده‌است.

•بیمارستان آرامگاه، در حال احداث است و تا سال ۱۳۸۷ بخش‌های عمده آن راه اندازی شده‌است.

•پارکینگ

•زائرسرا

•هتل ۵ ستاره

•فروشگاهای زنجیره‌ای

•شهربازی تهران

•شهرک سلامت

•شهر آفتاب

 4- شهر آفتاب

در دوران شهرداری محمود احمدی نژاد و اصرار وی برای انتقال نمایشگاه بین المللی تهران، با مصوبه شورای دوم شهر تهران در سال ۱۳۸۴ شهر جدیدی به مرکزیت مقبره آیت الله خمینی احداث و نمایشگاه بین المللی تهران بدان مکان منتقل خواهد شد. زمان احداث شهر آفتاب دو سال و بودجه آن ۸۰۰ میلیارد تومان برآورد شد که تا کنون و پس از طی ۴ سال افتتاح نشده‌است.[۹] شهر آفتاب همچنین بعنوان شهری حوزوی و علمی عنوان شده‌است که بطور مشترک توسط شهرداری تهران و مسئولان مقبره آیت الله خمینی تعیین خواهد شد.[۱۰] [۱۱] [۱۲]

محمد عیدیان سرپرست شهرداری شهر آفتاب تحقق اهداف این شهر را به ۵ سال دیگر موکول کرد.[۱۳]

 6- پانویس

1. Khomeini's Tomb Attracts Pilgrims

2. Khomeini's Tomb Attracts Pilgrims NEW YORK TIMES ,July ۸, ۱۹۹۰

3. ۱

4. A Visit to Tehran's Behesht Zahra Cemetery

5. روزنامه اطلاعات، ۱۶ اسفند ۱۳۷۱

6. تهران شناسی(شبکه تلوزیونی تهران)

7. Khomeini's Tomb Attracts Pilgrims NEW YORK TIMES ,July ۸, ۱۹۹۰

8. ساخت گنبد جدید برای حرم امام خمینی(ره)(روزنامه اطلاعات، ۲۰اسفند۱۳۸۶)

9. با انتقال به جنوب پایتخت، نمایشگاه از آفتاب طلوع می‌کند(همشهری، ۲۴مهر ۱۳۸۴)

10. پروژه شهر آفتاب در یک نگاه(سایت شهرداری تهران، ۳۰ دی ۱۳۸۵)

11. عملیات اجرایی پروژه شهر آفتاب طی ۴ سال آینده به پایان می‌رسد(سایت شهرداری تهران، ۱۰آذر۱۳۸۵)

12. آدرس:پائین تر از بهشت زهرا، شهربازی(خبرگزاری آفتاب، ۳۰فروردین۱۳۸۵)

13. سرپرست شهرداری شهر آفتاب:اهداف شهر آفتاب ۵ ساله محقق می‌شود (خبرگزاری فارس، ۱۱خرداد۱۳۸۷)

 

+ نوشته شده توسط سلطان دریا در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 22:27 |

سلطان دریا

از هتل تا حرم فاصله ایی نبود حدود 10 دقیقه ای پیاده روی داشت .

فقط  برای دستشویی رفتن ( گلاب به رویتان ) باید تمرین کرده باشید تا دچار مشکلات روحی نشوید، چون فرنگی ست !

سلطان دریا

در بین مسیر مغازه های زیادی وجود دارند که کارکنان آن فارسی را خوب بلدند !

پول ایرانی را هم قبول می کنند ، جای نگرانی نیست!

غیر از آنها در مسیرتان دسفروشان که اکثرشان زنان سیاه پوست هستند به چشم می خورند .

بازار خرید داغ است ! اکثرشان ایرانی هستند !

 

ادامه دارد......!

 

+ نوشته شده توسط سلطان دریا در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 19:35 |

 سلطان دریا

سخنان جالب و آموزنده از گابريل گارسيا ماکز، نويسنده معروف کلمبيايي و برنده جايزه نوبل در ادبيات .

 در 15 سالگي آموختم که مادران از همه بهتر مي دانند ، و گاهي اوقات پدران هم.

در 20 سالگي ياد گرفتم که کار خلاف فايده اي ندارد ، حتي اگر با مهارت انجام شود.

در 25 سالگي دانستم که يک نوزاد ، مادر را از داشتن يک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن

يک شب هشت ساعته ، محروم مي کند.

در 30 سالگي پي بردم که قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.

در 35 سالگي متوجه شدم که آينده چيزي نيست که انسان به ارث ببرد ؛ بلکه چيزي است که خود آن

را مي سازد.

در 40 سالگي آموختم که رمز خوشبخت زيستن ، در آن نيست که کاري را که دوست داريم

 انجام دهيم ؛ بلکه در اين است که کاري را که انجام مي دهيم دوست داشته باشيم.

در 45 سالگي ياد گرفتم که 10 درصد از زندگي چيزهايي است که براي انسان اتفاق مي افتد

 و 90 درصد آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان مي دهند.

در 50 سالگي پي بردم که کتاب بهترين دوست انسان و پيروي کورکورانه بدترين دشمن وي است.

در 55 سالگي پي بردم که تصميمات کوچک را بايد با مغز گرفت و تصميمات بزرگ را با قلب.

در 60 سالگي متوجه شدم که بدون عشق مي توان ايثار کرد اما بدون ايثار هرگز نمي توان عشق ورزيد.

در 65 سالگي آموختم که انسان براي لذت بردن از عمري دراز ، بايد بعد از خوردن آنچه لازم است ،

آنچه را که ميل دارد نيز بخورد.

در 70 سالگي ياد گرفتم که زندگي مساله در اختيار داشتن کارتهاي خوب نيست ؛ بلکه خوب بازي کردن

 با کارتهاي بد است.

در 75 سالگي دانستم که انسان تا وقتي فکر مي کند نارس است ، به رشد و کمال خود ادامه مي دهد

 و به محض آنکه گمان کرد رسيده شده است ، دچار آفت مي شود.

در 80 سالگي پي بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترين لذت دنيا است .

در 85 سالگي دريافتم که همانا زندگي زيباست.

+ نوشته شده توسط سلطان دریا در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 و ساعت 15:37 |

ایران :

 برای یک سفر معنوی 12 روزه شده ی سرزمین وحی آماده می شویم .

جای شما خالی !

"ساعت  یک بعداظهر در فرودگاه حاضر باشید !".

فرودگاه اصفهان :

قسمت پروازهای خارجی :

اطلاعات : ساعت پرواز 5:40 دقیقه ی بعداظهر !

زمان شروع سفر از همین امروز محاسبه شده است !

اکثرا بنا بر تجربه ی شخصی می گویند پرواز با تاخیر خواهد بود ، اما با تعجب پرواز

سر ساعت  اعلام شده انجام می گیرد!

پرنده یک فروند هواپیمای بوینگ 747 است با ظرفیتی حدود 450 مسافر .

ظاهر این پرنده همانند ماشین های فرسوده یمان است که باید سالها پیش اسقاط می شده !

با فرستادن چند صلوات و ذکر دعاهایی که دست و پا شکسته  از حفظیم ، بلند می شویم !

 حدود 2:15 دقیقه روی هوا  تا مدینه !

سلطان دریا 

 فرودگاه مدینه :

پرنده ی پیر به زمین نشست !

اتوبوس های شیک و مجهز به کولر آماده برای انتقال مسافران به سالن اصلی .

مسافران از تصوری که از ایران دارند عجله می کنند تا سوار شان شوند !

اینجا جای عجله و هول زدن نیست !

نظم و مرتب بودن این سالن با سالن خودمان قابل مقایسه نیست !

اینجا خط قرمز دارد !

" یک نفر ، یک نفر وارد شوید ! "

" هول نزنید !"

  "جلوی هم نزنید ...! "

از مدیر کاروان خبری نیست ! ( قبل از سفر آنقدر توصیه های امنیتی و ناموسی می کردند که تصور کردیم آنجا مهد دزدی و خلاف و توهین است ! گفتند که همانند پروانه به دورمان به خصوص ناموسمان می گردند! اما اینگونه نبود و نشد ! )

بدون توهین خارج شدیم ومدیر کاروان را زیارت کردیم و سوار اتوبوس های کرایه ایی برای ایرانیها شدیم و به طرف هتل اجاره شده از طرف ایران رفتیم .

جای شما خالی مدینه شهر با صفایی است، بخصوص شب های مسجدالنبی!

خدا پدر ادیسون را بیامرزد !

 

ادامه دارد ......

+ نوشته شده توسط سلطان دریا در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:59 |

 

سلطان دریا

شرايط ازدواج دختران براي پسران در استانهاي مختلف عبارتند از :

 1- در شهر خرم آباد از استان لرستان  

  ** داشتن باشگاه بدن سازي

  ** داشتن حداقل يک مقام نائب قهرماني در مسابقات قويترين مردان ايران

  **داشتن عکس يادگاري و امضاء از فرامرز خود نگار و محراب فاطمي

  ** بازگرداندن کمکهاي مردمي مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذيربط!!!

  ** نکته : در صورتي که عضلات شکم شش طبقه باشند امتياز ويژه محسوب خواهد شد!(5امتياز)

 2- شهر تبريز از استان آذربايجان غربي  

  ** تلفظ حرف ق

  ** اداي کلمات قلقلک و قوز بالاي بدون کوچکترين اشتباه!

  ** دانستن جواب مسئله 2x2 از لحاظ مختلف

  ** بلد بودن جکهاي متععد درباره بچه هاي تهران

  ** داشتن مدال لياقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبريز جهت بستن بمب به کمر و منفجر کردن کاميون حامل جکهاي صادراتي تبريز به استانهاي همجوار.

 3- شهر زاهدان از استان سيستان و بلوچستان

  ** توانايي قورت دادن سه کيلو ترياک

  ** توانايي عبور 20کيلو محموله مواد مخدر از جلوي ماموران مرزباني

  ** داشتن مزرعه خشخاش

  ** آشنايي ديرينه با عبدالقمر خان قاچاقچي پاکستاني

  ** داراي رفت و آمد خانوادگي با جمشيد هاشم پور!

 4- شهر رشت از استان گيلان

  ** داشتن روحيه مهمان نوازي!

  ** داشتن روحيه مهمان نوازي!

  ** داشتن روحيه مهمان نوازي!

*و...

 5- شهر قزوين از استان قزوين

  ** نداشتن چشم طمع به برادر همسر

  ** توانايي خم شدن  و استقامت در وسط شهر قزوين!

*و...

 6- شهر اصفهان از استان اصفهان

  ** خوردن موز به صورت دوبار در هفته

  ** دست و دلباز بودن

  ** داشتن حدقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام يا نهار و يا يکبار برگزاري مهماني فاميلي

  ** ننازيدن به سي و سه پل و ساير ابنيه تاريخي!

  ** راستگويي و صداقت!!

 7- شهرهاي سنندج و کرمانشاه   **توانايي پوشيده شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت

  ** نداشتن سبيل

  **نداشتن سابقه دعوا و قلدري

 8- شهر آبادان از استان خوزستان

  ** کوتاه کردن پشت مو و استفاده از عينک آفتابي در صورت لزوم و زير آفتاب!

  ** پوشيدن پيراهن و شلوار سفيد

  **نداشتن هيچ گونه ادعا نسيت به همنشيني با راکي -رامبو-جکي چان -بروسلي و بيل کلينتون

  ** نداشتن هيچ گونه اداعاي مالکيت نسبت به برج ايفل-برج پيزا-مجسمه آزادي و برج ميلاد

  ** داشن روحيه راستگويي و حقيقت طلبي (زياد لاف نياد)

 9- شهر يزد از استان يزد  ** توانايي زيستن  در آب و هواي خوش

  ** آشنايي با اشيائي جون چمن -سبزه-قناري و ساير موجودات زنده ساکن مناطق خوش و آب و هوا

  ** نداشتن روحيه آب زير کاه و رندي

  ** اداي حرف هاي خ و ق بدون تشديد

 10- شهر تهران از استان تهران  ** داشتن تنها دو دوست دختر

  ** آشنا نبودن با معني و مفهوم کلمات دودره-تلکه-تيغيدن و ...

  ** داشتن روحيه جوانمردي

  ** مرد بودن!!

 

+ نوشته شده توسط سلطان دریا در جمعه چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 20:41 |

اینجا ایران است !

 

خدا رحمت کند آنکه این عید باستانی را برای ما به یادگار گذاشت !

خدایش بیامرزد!

به روح بلندش درود می گویم !

به طراح سال نگار ایران باستان تبریک می گویم !

به روح بلندش ! که هر روزش بنام فرشته ایی بود .

خدایش رحمت کند که هیچ روز سیاهی در آن نگنجاند .

به هوش و ابتکار ایرانیش درود !

که در هر ماه جشنی بر پا  و در پایان 7 روز آخر هر سال جشن های پر شکوهی

بر پا تر !

خدایش بیامرزد آن که چهارشنبه  ی نحس بعضی ها را تبدیل به چهارشنبه سوری  

زیبا کرد ، با تمام مراسم و حواشی زیبایی که هرکدام دارای پند و نکته ایی است زیباتر،

بیش از پریدن از روی 3 آتش !

خدا رحمت کند شادی را در این سرزمین سیاه !

و اکنون با تمام مبارزات و تحقیر ها و سکوت ها و ... این فرهنگ پر ریشه ی اصیل

به بقای جاودانه اش  ادامه می دهد!

به امید روزی که بیگانگان تسلیم فرهنگ قدرتمند و اصیل ایران باستان شوند !

 

بدرود !

 

+ نوشته شده توسط سلطان دریا در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 و ساعت 19:39 |

 

غروب سه شنبه   27 /12/87  یادتان نرود !

سلطان دریا

       زردی من از تو ، سرخی تو از من !

بگذار احمقمان بخوانند !

          شاد باشید !

 سلطان دریا

 و اما :   

                    لحظه تحويل سال 1388 شمسي :

                   سال گاو ( ماده )!: یادگار مغول ها !

 سلطان دریاسلطان دریا

 ساعت 15 و 13 دقيقه و 29ثانيه روز جمعه 30اسفند 1387 هجري شمسي

مطابق با 22 ربيع الاول 1430 هجري قمري و 20 مارس 2009 ميلادي.

 بیاد زنده یاد فرهاد ( روحش شاد! ) که همانند بسیاری از هنرمندان با جفای نابخردان

و تنگ نظران خانه نشین شدند :

بوي عيدي...

بوي عيدي، بوي توپ، بوي کاغذرنگي،

بوي تند ماهي دودي وسط سفره نو،

بوي ياس جانماز ترمه مادربزرگ،

با اينا زمستونو سر مي‌کنم،

با اينا خستگيمو در مي‌کنم.

شادي شکستن قلک پول،

وحشت کم شدن سکه عيدي از شمردن زياد،

بوي اسکناس تا نخورده لاي کتاب،

با اينا زمستونو سر مي‌کنم،

با اينا خستگيمو در مي‌کنم.

فکر قاشق زدن يه دختر چادر سياه ،

شوق يک خيز بلند از روي بوته‌هاي نور،

برق کفش جفت شده تو گنجه‌ها،

با اينا زمستونو سر مي‌کنم،

با اينا خستگيمو در مي‌کنم.

عشق يه ستاره ساختن با دلک،

ترس ناتموم گذاشتن جريمه‌هاي عيد مدرسه،

بوي گل محمدي که خشک شده لاي کتاب،

با اينا زمستونو سر مي‌کنم،

با اينا خستگيمو در مي‌کنم.

بوي باغچه، بوي حوض، عطر خوب نذري،

شب جمعه پي فانوس توي کوچه گم شدن،

توي جوي لاجوردي، هوس يه آب‌تني،

با اينا زمستونو سر مي‌کنم،

با اينا خستگيمو در مي‌کنم...

                                  شاد باشید در این زمانه ی نامرد !

 سلطان دریا

 7 تای هفت سين  نشونه چیست ؟

1- سير، گياهي است گندزدا و نمادي است براي سلامتي و تندرستي.

2- سماق، از آن جا كه به رنگ خورشيد به هنگام طلوع است، نمادي براي از بين رفتن شام تيره و طلوع صبح صادق است.

3- سنجد، ميوه درخت كنار به نشانه عشق است. وقتي كنار به حد رشد خود رسيد، رايحه آن و ميوه آن باعث عشق مردم به يكديگر مي‏شود.

4- سركه، از آن جا كه درست شدن آن به زمان طولاني نياز دارد و صبر زيادي را مي‏طلبد؛ بنابراين سركه نمادي است براي صبر.

5- سمنو، غذايي است مقوي و شيرين كه درست كردن آن نياز به مهارت و صبر زياد دارد و نمادي است براي شيريني زندگي.

6- سبزه، نمادي است براي جوانه زدن و نو شدن, همچنين در روايات است كه در دوران كهن شاهان ايراني انواع غله را خيس مي‏كردند و هركدام كه بهتر جوانه مي‏زد و شاداب‏تر به نظر مي‏رسيد، محصول آن سال زمين‏هاي پادشاهي بود.

7- سكه، كه نمادي است از بركت.

در این سفره موارد زیر را هم خواهید دید :

1- قرآن و آینه .

2- ديوان حافظ، ايرانيان همواره از ديوان حافظ به عنوان آرامش‌‏دهنده و مسكن قلب، در زمان ناراحتي‏ها و غم استفاده مي‏كردند و وجود اين كتاب در سفره هفت سين نمادي است براي گوش فرادادن به نصيحت‏ها و اندرزهاي بزرگان.

3- تخم‌‏مرغ، كه نمادي است از زايش.

4- ماهي قرمز، نمادي است براي زنده نگاه داشتن سفره هفت سين. همچنين در روايت است كه ماهي به دليل نام عربيش "سمكه" در دوران پس از اسلام درسفره هفت سين قرار داده مي‌‏شد.

5- شمع، نمادي است براي روشنايي.

6- سیب قرمز.

7- شاهنامه.

                نوروز باستانی هماره بر شما  مبارک بادا !

 

 سلطان دریا

 

+ نوشته شده توسط سلطان دریا در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 و ساعت 22:24 |

 سلطان دریا

اینجا تیران است !

کوشک( کوشکچی به زبان محلی ) :

                                            کوهی کوچک اما مقدس در جنوب شرق تیران !

 منطقه ای بسیار عجیب و حیرت انگیز ، جایی که از هزاره های پیش از تاریخ مردان و زنان زیادی با آرمان و آرزو های گوناگون درآن حضور یافته اند و مراسم و آیین های گوناگونی را انجام داده اند وامروز بجز خط پاهایی از آنها، اثری بجای نمانده است .

 اینجا یک عبرتکده ی تاریخ است که وقتی وارد می شوید ، باگوش جان می توانیم فریاد و فغان انسان های زیادی را طی چندین هزار سال گذشته بخوبی بشنوید و خواسته یا ناخواسته در جمع آنان قرار گیرید.

 سلطان دریا

اینجا این تو نیستی که تصمیم می گیری راه بروی، بلکه خیل دیده ها و خاطرات ناشی از دیده هاست که تورا باخود به این سو و آن سوی تاریخ می برد. در اینجا فنجان نماهای (Cup Marks ) متعدد با کارکردهای متفاوت وجود دارند که یکی از آن کارکردها راز و رمز  عصارکشی از گیاهان مقدس همراه با اجرای آیین های مقدس بوده است . کارکردی که بدیلی برای آن درهیچ جای دنیا وجود ندارد.

  این نمونه هادر اکثر کشورهای جهان کشف شده اند و آنها از کهن ترین و گسترده ترین نمادهای بجامانده از بشرند.

 بسیاری از و رمز های  کاربری فنجان نماها هنوز مکتوم است . اما دانشمندان دریافته اند که کهن ترین آثار حجاری  بجامانده از بشر ، فنجان نماها هستند. در اینجا تعدادی از آنها را در کنار دیگر پدیده ها می بینید که کارکرد آنها برای خیلی ها قابل فهم است.  شایسته است از اقصی نقاط دنیا به اینجا ببایند تا که شاید حلقه های مفقوده ی خویش را کشف کنند.

 نیاکان ما شیره گیاهان مقدس (هومEphedra major Host ، جینسینگ Panax Ginseng ،گوکرن، مورد، ریواس و...) را درون آنها می ریخته اند و ضمن انجام آیین های خاص ، بر آورده شدن آرزوها و مرادهای خود را تمنا می کرده اند . زنان و مردان زیادی از نقطه شروع سرسره ی سنگی که در آعازآن نماد گرد و نقطه ای در وسط (نماد نری ومادگی، زایندگی و باروری) بوده ، می نشستند و درنزدیک نقطه ی پایانی، در یک فنجان نما شیره ی یکی از گیاهان مقدس را می ریخته اند تا افراد در پایان سرسره درحالی که با شتاب به پایین آن لیز می خوردند، شیره ی گیاه مقدس بر زن یا مرد مراد خواه پاشیده می شده و از این طریق اصل باروری یامراد خواهی برای آن فرد محقق می شده است .

   لیزی های سنگی ، محلی مقدس که از هزاران سال قبل تاکنون انسان های زیادی ، بدن های خود را بر آن کشیده اند. سنگ صبور و گنجینه اسرار  خفته گان بسیار در اعصار مختلف .

 

 سلطان دریا

 آنقدر بر روی سنگ سخت و خشن آهک Limestone شیب دار، بدن انسان مختلف طی هزارسال ساییده شده که صیقلی ولیزی سنگ ، از صابون خیس بیشترشده است ، بمحض ورود به شروع سرسره لیزی، ناخود آگاه از انتهای آن سر در خواهی آورد، بدون اینکه اختیاری برکنترل خود داشته باشی . براستی آن اسراری که نیاکان ما بر آن اعتقاد داشته اند، آیا وجود داشته؟ و دارد؟ برای پاسخ به آن نیازبه تحقیق و مطالعه زیاد است که خود بحث و تحقیق وسیعی را  می طلبد.

 سلطان دریا

   دراینجا یک فنجان نما به قطر حداقل سی سانتیمتر و عمق بیشتر از سی سانتیمتر وجود دارد که درون آن سنگ می چسبانند ، اگر سنگ بچسبد ، نشان از برآورده شدن مراد است !

 این فنجان نما ظاهراً برای کوبیدن و گرفتن شیره گیاهان مقدس استفاده می شده که در معرفی گیاه مقدس هوم کارکرد آنها مشخص می شود. کمی آن طرف تر دو ردیف خط موازی کوچک که والتر هینتس آنها را به رمز  ti یعنی فرخنده ومیمون معنی کرده وجود داردکه با این محل مقدس همگونی دارد.

در کنار آن فنجان نمای بزرگ دوعدد فنجان نمای کوچکتر نیز دیده می شود که شاید در دوره های قبل در هر کدام شیره ای خاص از گیاهان مقدس ریخته می شده.

  تعدادی از گیاهان مقدس می پردازد:

 هوم (سومه):

 از هوم در نوشته‏هاى دینى مزدیسنا و شاهنامه سخن گفته شده است یکى ایزدهوم و گیاه هوم و دیگرى کسى به نام هوم که افراسیاب را دستگیر کرد.                      .

هوم در اوستا هئوم و در ریگ ودا سوم (سومه گیاهى است که از آن نوشیدنى هوم را مى‏سازند .این نوشیدنى مانند خود گیاه ،هوم نامیده مى‏شود .و در نزد برهمنان سومه نام پروردگارى است ،چنانکه هوم در مزدیسنا نام فرشته‏ایست که به فدیه هوم گماشته شده است. در بندهاى 89و 90مهریشت (یشت 10)مقصود از نام هوم همین فرشته مى‏باشد .همچنین نام یکى از پارسایان هم بوده است که از او در یشت 9بند 17و 18(درواسپ یشت یا گوش یشت )نام برده شده است و همان کسى است که افراسیاب را دستگیر کرده و به کیخسرو تسلیم نمود .(یشتها .ج 1،ص 471با اندک تغییر )هوم گیاهی ست زرد رنگ داراى گره‏هاى نزدیک به هم .این گیاه کوهستانى داراى ساقه نرم و پر الیافست و شیره‏اى سپید به رنگ شیر دارد .طبق آزمایش‏هاى دکتر اتکینسن و دمکنم (رئیس سابق هیئت حفاران فرانسوى در شوش )گیاه مزبور همان است که به نام عصاره‏اى در طب به کار مى‏رود.آریائیان قدیم گیاه مزبور را مقدس مى‏دانستند و عصاره آن را مى‏جوشاندند به حدى که داراى رنگ شود ، بر آن بودند که شیره آن روح را فرح مى‏بخشد .این نوشابه خدایان را قوى دل و مسرور، و حس جنگجویى آن را تهیج مى‏کند .مخصوصا ایندره (رب النوع رعد )از این مسکر بسیار مى‏آشامد و پس از آن هیچ قوه‏اى قادر نیست در برابر او مقاومت ورزد .استعمال مایع مزبور در موقع قربانى یکى از کهن‏ترین رسوم عبادت آریایى است . این نوشابه را روى آتش مى‏ریختند ،الکلى که در آن وجود داشت سبب اشتعال آتش مى‏گردید.روحانیان نیز در موقع اجراى مراسم عبادت به قدر کفایت از آن مى‏نوشیدند .مایع مزبور نه تنها مقدس و گرامى بود ،بلکه از معتقدات آریایى این است که براى گیاه مذکور درجه خدایى قائل بوده‏اند .«سومه »یکى از خدایان مقتدر و مورد پرستش و احترام بوده ،وى در موقع رأفت نیکوکار و به هنگام غضب خطرناک و قهار بود ... در یسناى 9آمده «در صبحگاهى فرشته هوم خود را به زرتشت ظاهر ساخت .زرتشت از او پرسید نخستین کسى که در جهان مراسم هوم به جاى آورد کیست ؟هوم در پاسخ گفت :ویونگهان نخستین بار هوم بفشرد و به او در عوض پسرى مثل جمشید داده شد .دومین ستاینده هوم آتبین (آثویه )است در عوض فریدون به او عنایت شد .سومین اثرط مى‏باشد که در پاداش دو پسر مثل «اورواخشیه »و گرشاسپ به او بخشیده شد .چهارمین پوروشسب است که در پاداش پسرى مثل تو –زرتشت،از او به وجود آمد .»ازین عبارات قدمت مراسم هوم به خوبى معلوم است . بعید نیست که فرشته مذکور در شاهنامه به گونه هوم پارسا معرف شده باشد .در عهد ساسانیان گروهى به نام «هوم »نامزد بودند و امروزه هم این اسم در میان پارسیان معمول است .(یشتها .ج 1،ص 471و برهان .ج 4،ص 2398،یادداشت 6) در شاهنامه آمده است :هوم پارسا که براى نیایش به کوهسار رفته بود ،ناگهان آواى ناله‏اى به گوشش رسید .چون بر آن ناله گوش فرا

 داد،دانست که فغان افراسیاب است که پس از انجامین شکستنش از کیخسرو به این غار پناه جسته تا از گزند بازماند .هوم به ناله گوش فرا داد ،شنید که افراسیاب از بخت شکوه مى‏کند و بر تاج و تخت از دست رفته خویش زار مى‏نالد .پس با کمندى به افراسیاب نزدیک شد و آن دو زمانى با یکدیگر در آویختند سرانجام هوم او را دستگیر کرد و بازوانش را به سختى بست .سپس از غار بیرونش کشید .هنگامى که نزدیک دریا رسیدند افراسیاب چنان از درد بستن بازوان زارى کرد که هوم را دل بر او سوخت و بندش را اندکى سست کرد. 

     سلطان دریا

    پنجه دست حکاکی شده در کنار لیزی های سنگی همگون دیگر کشورها ، آنجا تمبر می شوند برای افتخار و معرفی جهانی به همه جا ارسال می شوند ، اینجا مهجور و غریب !    

    افراسیاب از سستى بند سود جست و خود را یله کرده ،به دریاى چیچست یا چئیچست که همان دریاچه اورمیه باشد،انداخت و ناپدید شد .در این هنگام گودرز و گیو و دیگر آزادگان ،هوم را در کنار دریا سرگشته دیدند که کمندى در دست دارد .گودرز به شگفتى افتاد و سبب این کار را از هوم پرسید .هوم داستان در بند کشیدن و گریختن افراسیاب را باز گفت .آنگاه گودرز به آتشکده آذرگشسپ نزد کیخسرو و کیکاوس رفت ،نخست بر یزدان نیایش گرفت سپس آنچه را که دیده و شنیده بود به شهریاران بازگفت ،پس شهریاران سوار بر اسب شده به نزدیک هوم آمدند ،هوم آنچه را که روى داده بود در پیشگاه کیخسرو بیان نمود .وى از کیخسرو خواست تا گرسیوز را که در بند بود به کنار دریا آورند ،و آزارش دهند تا از خروش او افراسیاب از دریا بیرون آید .پس گرسیوز را به کنار دریا بردند و چنان شکنجه‏اش نمودند که به فغان آمد ،افراسیاب چون بانگ برادر را شنید،خونش از مهر او به جوش آمد .از ژرفاى دریا روى آب بیامد و همراه گرسیوز به زارى پرداخت،هنگامى که این دو بر بزرگى و تاج و تخت از دست داده زارى مى‏کردند مردى از راه جزیره درآمد و افراسیاب را با کمندى گرفت به کیخسرو سپرد و خود به سویى رفت .کیخسرو پس از برشمارى گناهانى که از افراسیاب سر زده بود .مانند :کشتن اغریرث ،کشتن نوذر ،کشتن سیاوش و ...سر از بدن او دور ساخت و گرسیوز را هم به سزاى کردارش رسیانید

فروَهَر زرتشت، در آغاز در عالم مینو بود، در سرای سپند اهورا. از آن‌جا به مانند فره او، به فروغ بی‌کران راه می‌یابد. بهمن و اردی‌بهشت (اندیشه‌ی نیک و به‌ترین راستی)، آن فروهر خجسته را از فروغ بی‌کران به شاخه‌ی همیشه سبز درخت‌چه‌ی مقدس هوم که بر بلندای چکاد کوهی روییده بود، باز می‌سپارند. یک جفت پرنده‌ی آماده‌ی جفت‌گیری، آن شاخه‌ی در بردارنده‌ی فروهر زرتشت را از ستیغ کوه بر می‌چینند و به آشیان خود می‌برند، آشیانی بر بالای درختی بزرگ و کهن‌سال و خشکیده که بر کرانه‌ی رود مقدس «داییتیا» جای داشت. پیوند آن شاخه‌ی هوم سپند، درخت خشکیده را به ناگهان و به یک‌پارچه‌گی سبز و زنده می‌کند و برای همیشه سرسبز می‌دارد.

  آثار بجا مانده از هزاران انسان که با آرمان و نیات خاص خود را بر این سنگ های سخت کشیدند.

 هوم چیست؟ شربتی مقدس از شیره‌ی گیاه «افدرا» شده که شاخه‌های آن را در آب می‌شویند و در هاون می‌کوبند و با شاخه‌یی از درخت انار می‌سایند و صاف می‌کنند. این شیره سپس با شیری که با هوم مخلوط می‌شود محصول نهایی‌ست. هوم قبل از مراسم آماده می‌شود و بعد ضمن بر خواندن فصل‌های نه تا یازده یسنا که اختصاص به ستایش هوم دارد، مصرف می‌شود. تهیه‌ی آن برای دومین بار با یسنای 22 آغاز می‌شود و در مدت خواندن اولین گاهان یسنا ادامه می‌یابد.

به نوشته‌ی دکتر مهرداد بهار: «هوم (هُومه) /Haoma/ نام ایزدبانوی درمان و نگاه‌بان گیاه مقدس و آیینی هوم است. جای‌گاه این ایزدبانو درون درخت «گوکرن» /Gokarn/ است. یسنه‌هات‌های نه تا یازده که هوم‌یشت خوانده می‌شود، و نیز بیستمین یشت اوستا به نام «هوم‌یشت» سرود ستایش و نیاش اوست. هوم در اوستا و سوم در سنسکریت نام گیاه مقدسی‌ست که افشره‌ی آن گونه‌یی آشامیدنی آیینی به شمار می‌‌آید و آیین‌ها و نیایش‌های مربوط بدان در اوستای نو و در دین زرتشتی جای ویژه‌یی دارد. از نوشابه‌ی هوم با صفت «دوردارنده‌ی مرگ» یاد می‌شود و به نوشته‌ی بندهش، هوم سرور و شهریار گیاهان است و در فرشکرد، بی‌مرگ (اَنوش) را او می‌آرایند.»

 درخت گوکرن:

 لغت‌نامه‌ی ده‌خدا در معنای کلمه‌ی «گوکرن» آورده: «درخت زندگی در افسانه‌های ایران باستان که شفابخش هر مرض به شمار می‌رود.»

درخت بس‌تخمه یا همه تخمه که منشاء تمامی گیاهان جهان است و همه نوع گیاه از او می‌روید. سیمرغ، پرنده‌ی اساطیری ایران، بر این درخت آشیان دارد و هر سال، بنا بر متن پهلوی گزیده‌های زاد سپرم، «آن درخت را بیفشاند، آن تخم‌های (فرو ریخته) در آب آمیزد، تیشتر (ایزد باران در اساطیر ایران) آن‌ها را با آب بارانی ستاند، به کشورها باراند» و به این ترتیب، همه نوع گیاه در همه جای زمین روید. این درخت در دریای فراخ‌کرد، دریای بی‌انتهای کیهانی، به هم‌راه درخت «گوکرن» یا «هوم سفید» قرار دارد. درخت گوکرن یک درخت مهم اساطیری‌‌ست که اکسیر جاودانه‌گی را در هنگام بازسازی جهان به مردمان می‌بخشد و بر اثر آن، همه‌ی مردم جاودانه بی‌مرگ می‌شوند. بنا بر متن پهلوی بندهشن، این درخت برای بازداشتن پیری بوده است. اهریمن برای از بین بردن این درخت وزغی را در دریای فراخ‌کرد به وجود می‌آورد، اما در مقابل، اورمزد دو ماهی مینوی به نام «کر» می‌آفریند که مأمور نگاه‌بانی از این درخت می‌شوند و همواره یکی از این ماهی‌ها وزغ را زیر نظر دارد. در آغاز آفرینش آدمی نیز، درخت به یاری مشی و مشیانه، نخستین زوج بشر، می‌آید. مشی و مشیانه برای طبخ غذای خود نیازمند آتش بودند و آتش مورد نیاز آنان را دو درخت کنار و شمشاد که بنابر اساطیر ایران آتش‌دهنده‌ترند، فراهم کردند.

 فنجان نمای بزرگی که نیاکان ما در هزاران سال قبل در آن شیرگیاهان مقدس را می گرفتند و امروز بر آن سنگ می چسبانند.

 مهرگیاه:

 در کتب مقدس هندیان، وداها و اوپانیشادها، درخت واژگونی که ریشه‌ی آن رو به بالا و شاخه‌های آن رو به پایین است مظهر تمامی گیتی‌ست. برهماها درخت واژگون سه طبقه‌یی را در متون خود دارند که تجلی‌گاه سه الاهه‌ی زند‌گی (ویشنو)، خلقت (برهما) و زوال و نیستی (شیوا) است. آنان این درخت را «اسواتا» می‌نامند. شبیه همین درختان واژگون هندی در فرهنگ ما، «مهرگیاه» نام گرفته است. در فرهنگ جهان‌گیری می‌خوانیم: «مهرگیاه گیاهی باشد شبیه آدمی و در زمین چین روید و آن سرازیر و نگون‌سار باشد. چنان که ریشه‌ی آن به منزله‌ی موی سر اوست. نر و ماده در گردن هم کرده و پای‌ها در یک‌دیگر محکم ساخته. گویند هر آن که آن را بکند در اندک روزی بمیرد و طریق کندن آن چنان است که اطراف آن را خالی کنند. چنان‌که به اندک زوری کنده شود و ریسمانی بر آن بندند و سر ریسمان را بر کمر سگ تازی محکم سازند و شکاری در پیش آن سگ رها کنند. چون سگ عقب شکار بدود آن گیاه از بیخ و ریشه کنده شود و سگ‌کن به این اعتبارش گویند و سگ بعد از چند روز بمیرد. نر و ماده‌ی آن را از هم تفرقه توان کرد و اگر قدری از آن را به خورد زنی بدهند که عقیم باشد، البته فرزندش به هم رسد. اگر از نر بخورد فرزندش نر و اگر از ماده بخورد فرزندش ماده.» پیش از ظهور زرتشت، مهرپرستان درختان را بسیار مقدس مى‌دانستند. مهرگیاه ممکن است از نام آنان باشد.

  گیاه مورد:

 مورد یک گیاه مقدس است واین قداست فرهنگی ریشه در یک آئین قدیمی مردم بهبهان  هم دارد. گیاه مورد اصولا گیاه مناطق مدیترانه ای و از گیاهان با مزه بسیار تلخ ولی خوشبو است. همزمانی استفاده این گیاه در مراسم فوت و مرگ عزیزان و از دست رفتگان تجسم نوستالوژیکی ایجاد میکنه؛ تلخی مرگ و سختی فراق و هجران عزیز سفر کرده. حالا چرا مورد ؟ با عرض معذرت گل خرزَهره(تلفظ شاید اشتباه باشه) و صبر زرد و بید نیز از برگ بسیار تلخی برخوردارند ولی چرا مورد؟

 من باستان شناس و مورخ نیستم.سابقه این موضوع به احتمال قوی به 3000 سال پیش برمی گردد، حتی قبل از ورود آریایی ها و حکومت پارس و ماد بر سرزمین ارجان و بهبهان، یعنی حضور قوم یهود و گسترش آئین و دین یکتاپرستی یهود در ارجان و بهبهان. زمانی که بخت النصر یا نبوکدنازار شاه بابل و آکد اورشلیم را ویران میکند. اسیران یهود و تابوت عهد عتیق یا همان تورات را به میان رودان می آورد. بعضی از خانواده های یهود برای گریز از آزار و اذیت بابلی ها و آکدی ها به سمت شرق کوچ می کنند و رانده می شوند. وجود سنگ قبرهای دامنه کوه دماوند در نزدیکی تهران، اصفهان، شیراز و یزد و حتی افغانستان و ماوراءالنهر نشانه این کوچ بزرگ و در تعبیر یهودی عبری ، همان دیاسپورا یا جلای وطن آنان نامیده شده است.

 مقبره دو عالم یا حاخام یا رابی یهودی در ارجان و بهبهان که امروز بشیر و نذیر گفته می شود یکی از هزاران مدارک و اسناد تاریخی بر قدمت هزاران ساله این شهر است.  قدمت یک شهر و قوم فقط در چند سنگ و کاخ و ابنیه نیست. گرایش مدرن و جدید در باستان شناسی و تاریخ، درک و فهم و کشف یک ملت در آواها و نواها و رسوم و آئین های آن است. هنوز انگار در بهبهان زنان و مردان شنبه ها به زیارت این دو مزار می روند. قداست روز شنبه معنای خاصی ندارد؟ نذر می کنند و زیارت نامه می خوانند. اما برگردیم به گیاه مورد. در تلمود یا همون دومین کتاب مقدس یهودیان از سه گیاه مقدس نام برده شده و در مراسم جشن و عزا حمل می شده: مورد؛ تورنج؛ بید؛ هنوز در بهبهان گیاه مورد بر سر مزار عزیزان و مردگان گذاشته می شود که نشانه ای است از تلخی مرگ و دوری آن عزیز سفر کرده. با تشکر از آقای اشکان که  با وجود اینکه از شهر و دیار خودش دور هست ولی اینگونه به مسائل فرهنگی و مذهبی گذشته می پردازد و اطلاعات مفیدی در اختیارما قرار دادند.

  گیاه جینسینگ:

  جینسینگ یکی از پدیده های کمیاب گیاهی در جهان امروز است. چیزی شبیه به گیاه مقدس هومه ایرانیان و هندیان. بسیاری را باور براین است که جینسینگ همگونی ای خانوادگی با هومه فلات ایران دارد. گیاه مقدسی که براثر رازگونه بودن، کشت و برداشت و مشخصاتش از میان رفته یا از چشم علم امروزی پنهان مانده است. جینسینگ هم می توانست سرنوشتی همسان هومه داشته باشد. اگر پادشاه چین نقشه برای یافتن کشت و پرورش جینسینگ نمی کشید، تا پیش از آن خاندان پادشاهی کره نگهبانان این گیاه مقدس بودند و با شدت تمام نوع کشت، داشت و برداشت آن را پنهان نگاه می داشتند. اما پادشاه چین بالاخره به این گیاه دست یافت.جینسینگ با خواص درمانی اش می‌تواند از میزان و شدت سرماخوردگی در فصل زمستان بکاهد. دانشمندان کانادایی دریافتند مصرف روزانه جینسینگ برای چهار ماه از شدت و دفعات ابتلا به سرماخوردگی در فصل‌های سرد سال می‌کاهد.

در طب سنتی چین از ریشه خشک شده این گیاه برای درمان بیماری ها استفاده می‌شد. در نزدکشورهای بسیاری از آمریکای شمالی گرفته تا کشورهای آسیایی، گونه‌های از این گیاه دارای ارزش غذایی و دارویی  است. این گیاه باعث افزایش انرژی شخص و تقویت دستگاه ایمنی بدن می‌شود.

این گیاه حاوی ماده‌ای موسوم به جینسینوئید است که قابلیت‌های جسمی و ذهنی شخص را تقویت می‌کند. این گیاه تعدیل‌کننده است، یعنی فشارخون کم را زیاد و زیاد را کم می‌کند.

از خواص دیگر این ماده کاهش تنش، تقویت حافظه، تحریک دستگاه ایمنی است. مصرف این گیاه ضعف ذهنی عضلانی را بر طرف می‌کند، روند پیری را کند می‌نماید و خواص ضد سرطانی دارد.این گیاه سرشار از ویتامین‌های A ، B6  و فلز روی است. پلی ساکارید موجود در این گیاه تقویت‌کننده عملکرد دستگاه ایمنی بدن است. این گیاه خواص جوان کنندگی دارد. بسیاری از خواص دارویی این گیاه از طریق تقویت غدد آدرنال یا فوق کلیوی بدن اعمال می‌شود. یکی از داروهای ساخته شده از این گیاه ‪ cold-fxنام دارد.این دارو ‪ ۱۰درصد جنسینگ از گونه آمریکایی و ترکیبی پلی ساکاریدی دارد.

به گفته دانشمندان دانشگاه آلبرتا نتایج این مطالعه به گونه‌های دیگر این گیاه قابل تعمیم نیست. این ترکیب پلی ساکاریدی دستگاه ایمنی بدن را در مقابل ویروس سرماخوردگی به شدت تقویت می‌کند. در این مطالعه مصرف جنسینگ در ‪ ۳۲۳شرکت‌کننده باعث شد ابتلا به سرماخوردگی مجدد به ‪ ۱۰درصد کاهش یابد. در حالی که با مصرف دارونما ‪ ۲۳درصد از افراد به کرات سرماخوردگی را در فصل سرد تجربه کردند. آثار درمانی مصرف این گیاه در کودکان، زنان حامله و افرادی که دستگاه ایمنی بدنشان ضعیف است هنوز مشخص نیست.

 گیاه مقدس ریواس :

 ریواشک : ریواس( rhubarb ) یا (Rubart) ریواس: اصل این واژه رواند وریماس ( ریواس) است واژه‌های مشابه درزبان‌های دیگرازجمله ایتالیایی ، فرانسه،‌ انگلیسی وترکی نیز دیده می‌شود.

 سبزه‌گره‌ زدن:

 آفرینش نخستین آدمی در تاریخ ایران دارای ارزش بسیاری‌است. در اوستا چندین و چند بار از کیومرث، سخن به میان آمده و او را تحت نام نخستین پادشاه و نخستین آدم روی زمین شناسانده است. مشی و مشیانه، دختر و پسر هم ‌زاد کیومرث در روز سیزده فروردین با هم زناشویی نمودند و این نخستین پیمان و پیوند زناشویی میان آدمیان بود که رخ می‌داد. آن دو پیمان زناشویی خود را با گره‌زدن دو شاخه‌ی گیاهی که به گفته‌ی پاره‌ای از پژوهندگان، گیاه ریواس بوده، جاودانه نمودند. از این روی در روز سیزده‌بدر دختران و پسران دم‌ بخت با آرزوی زناشویی در سال نو، دو شاخه‌ی گیاه را به هم گره می‌زنند! بعد از بررسی تعدادی از گیاهان مقدس و استعمال عصاره آن ها در مراسم و آیین های مختلف ، ارزش و جایگاه این مکان مقدس درتیران وآثاربجامانده از ادوار کهن بیش از پیش آشکار می شود. براساس شواهد موجود ، مراسم سرسره ازهزاره های قبل ازتاریخ  تاکنون ادامه داشته[4]، که چون وچرای های آن  نیاز به تعمق وبررسی بیشتر دارد، نمادهای دیگری شبیه به خطوط مخطط ایلام  درجای جای این کوه کوچک درتیران به چشم می خورد و شاید اینها تعدادی ازنماد های گم شده خطوط مخطط  کتاب یافته های تازه از ایران باستان اثرپرفسوروالترهینتس باشند. دراینجا دوپنجه دست hanprints)) وجود داشته که یکی از آنها توسط دزدان میراث تاریخی کنده و ربوده شده است و دیگری هم متاسفانه دستکاری شده، لازم به ذکر است که نقش پنجه دست در نقاط دیگر ایران همچون: خمین،خوانسار،رفسنجان، و بیرجند نیز وجود دارد، که رمز و راز آنها در دوره قبل از اسلام و بعد از اسلام درایران باهم متفاوت است. کارشنان نقوش صخره ای درغرب به معنی وتفسیر آن  پرداخته اند :

   پنجه دست  handprint =  ceremonial signature or prayer =    تشریفات،امضا و تایید، نماز و دعا

 سلطان دریا

  نقوش پنجه های دستی که دراینجا وجود داشته اند ، متعلق به دوره قبل از اسلام است . البته پنجه دست به ایران منحصرنمی شود بلکه در کشورهای فرانسه (غارکرکس ) امریکا ( و آیرزونا وپارک زرد) ، غارهای اسپانیا (که عکس آنها را حتی در قالب تمبر به اقصی نقاط دنیا می فرستند) درافریقا واسترالیا که مردمان بومی دوران قبل از تاریخ آنها را حک و نقش کرده اند، نیز دیده می شود که کارکردهایی بعضاً شبیه به ایران باستان داشته اند.

 در کنار پنجه دست (handprint) چندین نماد دیگر که بسختی دیده می شوند و برروی هم حکاکی شده اند که بسختی قابل مشاهده اند. لازم به ذکر است که در جای جای این فضای پراز رمز و راز نقوش متعدد بزکوهی در طرح های معمولی و استلیزه شده بچشم می خورد که موفق به کشف حداقل دوازده مورد از آنها می شدید. درکناراغلب آنها نمادهای مختلف دیگر نیز وجود دارد.

 لازم به ذکر است که در چند قدمی این نقوش آثاری از یک معبد و آتشکده هم دیده می شود که بی ارتباط با این سنگ نگاره ها نمی تواند باشد.

  هرکدام از نقوش و نمادهای موجود، متعلق به دوره های مختلفند که نیاز به مطالعه و خوانش خاص خود دارند. به امید روزی که این مهم محقق شود.

به امید روزی که متخصصین و محققین از ابعاد مختلف وبا ابزارهای علمی دقیق مطالعاتی جهت کشف و پرده از اسرار بی نظیر آنها داشته باشند و این  دوراز انتظار نیست. چراکه دراین دیار جوانانی زندگی می کنند که آنها خود دانشمندان فردای این کشورند و به قطع روزی پرده از اسرار شگرف این پدیده کنار خواهند زد و برگ هایی زرین دیگر برتاریخ و تمدن این کشور افزون خواهند  کرد.

 به امید آن روز!

 

+ نوشته شده توسط سلطان دریا در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 و ساعت 19:0 |
فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












سلطان دریا